سلام

من حقيقت را پاره پاره بر روي خاك ديدم . من خورشيد را روي نيزه ديدم.عشق را در قتلگاه ديدم و سرخي خون را روي گنبد طلايي اش ديدم .آخر اين حسين كيست كه همه اين گونه عاشق و ديوونه اويند ؟تا پايم به سرزمين عشق نرسيده بود نمي دانستم عشق واقعي چيست و عاشق واقعي كيست ؟ پس از آن فهميدم كه خدا عاشق است و عشق او حسين است.
و حالا مي فهمم همه هستي ام حسين است يعني چه؟ و مستي به عشق حسين چه معنايي مي دهد .
در دلم طوفاني است وقتي پا به حرم مي گذارم .وقتي پايم را داخل حدم گذاشتم، همان جا كه بدنهاي بي سر .... همان جا كه به درياي خون بدل شده بود....همه دردهايم فراموش شد.سه بار گفتم : صلي الله عليك يا ابا عبد الله
دلم به وسعت دريا شده بود و همه خوبيها را در خود جا داده بود.آخر اين آقا با عظمتش دست همه دلهاي كوچك را مي گيرد.و آرام دست بر سرم كشيده بود و گرنه من كجا و كربلا كجا...
تشنه آب فراتم اي اجل مهلت بده
تا بگيرم در بغل قبر شهيد كربلا
حالا اين شعر به واقعيت تبديل شده بود و مثل خواب بود.من .. نه قلبم شروع كرد به طواف كعبه عشق.
يا حق

/ 4 نظر / 11 بازدید
دیوونه

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا....همين...التماس دعا

عمه خانوم

عشق حسين عشق به همه خوبيهاست ...................

دیوونه

راستی....محرم اومد....لباس مشکيهاتون رو آماده کرده ايد؟؟؟ دل رو چی؟؟ شستيد؟ ما رو از دعای خير فراموش نکنيد....