سلام

وقتي در خون خود غلتيدي چقدر خشنود بودي !
انگار منتظر چنين روزي بودي !
سرمست از اينكه بالاخره شربت شهادت را نوشيدي ، چشمانت را بستي .مطمئن و راضي پرواز كردي رو به آسمان .
تو را هنوز نمي شناسم .فقط روايت فتح را ديده ام و گاهي هم نوشته هايت را خوانده ام .
به جنوب كه سفر كردم ، فكه نرفتم . يعني شهيدان ما را لايق زيارت آنجا ندانستند و من نتوانستم محل شهادتت را زيارت كنم.
اما نمي دانم چگونه بود كه در جاي جاي دو كوهه حضورت را احساس مي كردم .شايد به خاطر ان تابلوهاي عكس كه در كنارشان نوشته هاي زيباي تو بود اين احساس به من دست داده بود يا به خاطر كتاب دو كوهه كه دو بار در طول سفر آن را خواندم .
مي بيني ! تو در هنگام سال تحويل در دو كوهه بودي و من نيز .
تو يكسال بعد از جنگ و من چهارده سال بعد .
تو چه زيبا از دو كوهه نوشته بودي .از اين سرزمين كه زينت يافته است به آدمهايي كه در آن زيسته اند .و من در يافتم كه تو راست مي گويي .من تازه فهميدم آنجا كجاست ؟!
به قول تو :
دو كوهه تو يك پادگان نيستي ، تو قطعه اي از خاك كربلايي .چرا كه ياران عاشورايي سيد الشهدا را به قافله او رسانده اي ، دو كوهه ! بعضي ما را سرزنش مي كنند كه چرا دم از كربلا مي زنيد و از عاشورا . آنها نمي دانند كه براي ما كربلا بيش از آنكه يك شهر باشد يك افق است ، يك منظر معنوي است كه آن را به تعداد شهدايمان فتح كرده ايم .نه يك بار .نه دو بار .به تعداد شهدايمان .
بالاخره تو هم راوي فتح بودي و فتح كردي كربلا را .
و اميدوارم روزي فكه را نيز ببينم .
بقولي :
فكه همان دل است .اشك و صعود و عرو ج است .فكه آسمان است .زمين است .
فريادي است به عظمت تاريخ و سكوتي است به بلنداي فرياد .سكوي پروازي در منطقه عملياتي دل است .
بر سيد و سالار شهيدان صلوات .
يا حق .

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضيه

چرا بيشتر آدمها فقط از شهدا حرف می زنن. اگه اونها زنده بودن چی کار می کردن...تکليف ما همينه که همون کارها رو بکنبم...اين بهترين ياد کردن از اونهاست..بيشتر هم روی سايرين تاثير مي ذاره..خدا به هممون کمک کنه...دعام کنيد

يك زميني

سلام... ای رها گرديدگان آن سوی هستی قصه چيست ؟ موفق باشی يا علی

يالثارات

فرا رسيدن ايام شهادت غنچه نشکفته آل البيت ( عليهم السلام ) ؛ يار و ياور کوچک حضرت علی ( عليه السلام) و همراه و غمگسار مادر ؛ حضرت محسن ابن علی ( عليه السلام ) بر تمامی شيعيان جهان تسليت باد.

زهير

فرهنگ رو منتقل کنيم بهتر نيست؟

ورودي80

سلام.چرا ديگه نمينويسين ما تازه به شما لينک داديم.

hajreza

سلام با مرام بنويس حس می کنم آنقدر حرفات از دل بر مياد که به دل سياه منم ميشينه از نوشتن خسته نشو مثل اون موقعها يعنی تکليف داری که بنويسی خدا يارت

farokh

يا الله .......... رفيق عزيز اگه يه دوست صميمي داشته باشي و همه گونه كمكي بهش بكني و تو سختيا كمكش كني بعد ببيني با دشمنت همنشيني ميكنه و با اون بگو بخند داره چه حالي ميشي مسلما اگه فقط يه چيز ازش بخواي اونه كه از دشمنت دوري كنه خدائي كه ماروآفريده فقط يه چيز از ما خواسته اونم اينه كه به اراده و خواست او عمل كنيم ..........

حاج كاظم

بسم رب الشهدا// گفته اند که شرف المکان بالمکين و چه خوب گفته اند آری دوکوهه پادگانی است در نزديک انديمشک که ساليان سال با شهدا زيسته است با بسيجی ها ((شهيد سيد مرتضی آوينی))// وبلاگ دوکوهه منتظر شماست // به اميد دوستی های بيشتر بعد از شهدا ما چه کرده ايم؟!!!// التماس دعا و يا علی

mojtaba

اسم جزيره مجنون من را ياد برادرم می اندازد که انجا هنوز مانده است...

anonymous

من اولين بار امسال اونجا رو ديدم و احساس ميکنم سرم را از دست دادم از اون روز يک بار هم دلم باز نشد...